تبلیغات کلیکی (PPC) یا Pay Per Click چیست؟


چه جز افرادی باشید که در مورد تبلیغات کلیکی (PPC) می‌دانید و دوست دارید بیشتر از آن بدانید، و چه جزو افرادی باشید که احتمال می‌دهید بخواهید از PPC برای بازاریابی کسب و کارتان استفاده کنید، اما نمی‌دانید از کجا باید شروع کنید، جای درستی آمده‌اید!

این مقاله، اولین سری از سری مقالات آموزش تبلیغات کلیکی یا PPC وب‌سایت Modir TV است. با «تبلیغات کلیکی چیست» همراه باشید.

بسیار خب! اول از همه اجازه بدهید که تبلیغات کلیکی را تعریف کنیم و بعد از آن به بررسی جامع این روش تبلیغاتی و روش کارکرد آن بپردازیم:

تبلیغات کلیکی (PPC) چیست؟

PPC یعنی Pay Per Click، یعنی پرداخت به ازای (هر) کلیک. در این روش، شما به ازای هر بار کلیک بر روی تبلیغات‌تان، مبلغی را پرداخت می‌کنید. در واقع PPC یک روش است که شما با آن می‌توانید برای وب‌سایت خود بازدید «بخرید». به جای این که به صورت طبیعی و ارگانیک این کار را انجام دهید (البته منظورمان بازدید فیک و جعلی نیست، صرفا منظورمان این است که مستقیما برای بازدیدتان پول می‌دهید).

تبلیغات کلیکی در موتورهای جست و جو (مانند Google Adwords)، محبوب‌ترین روش تبلیغات کلیکی یا PPC است. در این روش شما می‌توانید کلمات کلیدی مربوط به کسب و کارتان را به گوگل بدهید و در صدر نتایج جست و جوی آن کلمات کلیدی باشید، و به ازای هر کلیک که دریافت می‌کنید، مبلغی از شارژ اکانت‌تان کم می‌شود.

مثلا ما کلمه‌ی کلیدی «بلیط هواپیما» را اگر انتخاب کنیم، با تبلیغ‌های زیر رو به رو می‌شویم:

 PPC در گوگل
نتایج جست و جوی «بلیط هواپیما»

نتایجی که در کنارت آن‌ها علامت Ad با کادر سبز را مشاهده می‌کنید، از این روش تبلیغاتی استفاده کرده‌اند. اگر بر روی هر کدامشان کلیک کنید، مبلغی از شارژ Adwords آن‌ها کم می‌شود. در اکثر موارد، مبلغی که به ازای هر کلیک پرداخت می‌کنید مبلغی پایین است (اگر کمپین‌تان را اصولی ببندید)، اما با توجه به تغییرات چند وقت اخیر قیمت دلار، بهتر است کمی بیشتر دست به ماشین حساب شوید!

این که چقدر کمپین شما موفق و به صرفه باشد به المان‌های زیادی بستگی دارد. مثلا این ۳ مورد:

  • تحقیقات کلمات کلیدی مناسب + انتخاب بهترین ترکیب کلمات
  • اجرای درست تنظیمات مربوط به کمپین (هدف‌گذاری، زمان‌بندی و…)
  • طراحی استاندارد و بهینه‌ی لندینگ پیج، به نحوی که Conversion Rate بالایی داشته باشد.

گوگل خیلی دوست دارد که شما یک کمپین هوشمندانه و مرتبط طراحی کنید (بالاخره نمی‌خواهد آن‌هایی که در گوگل سرچ می‌کنند، محتوای بی‌ربط یا به درد نخور ببینند)، بنابراین هرچه بهینه‌تر کار کنید، هزینه‌ی کمتری هم بابت Adwords پرداخت می‌کنید.

تبلیغات گوگلی یا Google Ads چیست؟

تبلیغات گوگلی یا Google Ads که سابقا آن را با نام گوگل ادوردز (Google Adwords) می‌شناختیم، محبوب‌ترین سیستم تبلیغات PPC در دنیاست که به شما اجازه می‌دهد در موتور جست و جوی گوگل و بسیاری از وب‌سایت‌ها تبلیغ کنید.

هر زمان که کسی در گوگل چیزی سرچ می‌کند، گوگل از بین استخر بزرگی از تبلیغ‌ها، تعدادی را انتخاب می‌کند و در نتایج جست و جو نمایش می‌دهد. این که کدام تبلیغ‌ها را انتخاب کند بستگی به فاکتورهای مختلفی دارد که شما می‌توانید در مقاله‌ی اینفوگرافی Google Adwords آن را مطالعه کنید.

سایر روش‌های PPC

به طور کلی اگر برای تبلیغات‌تان به ازای هر کلیک، مبلغی را پرداخت کردید، روش پرداخت شما PPC  هست. مثلا روش‌های دیگری هستند که به ازای هر بار نمایش تبلیغ شما، یا نصب اپ شما یا مواردی توافقی از جمله تعداد smsهای دریافت شده توسط شما مبلغی را دریافت می‌کنند که خب هیچکدام PPC نیستند.

چند مثال از متداول‌ترین روش‌های تبلیغاتی کلیکی برای شما می‌زنیم:

  • تبلیغات کلیکی بنری: شرکت‌هایی مانند ای‌نتورک، صباویژن، تپسل و… در ایران و Google Ads در دنیا، از شما بنر می‌گیرند و در وب‌سایت‌های مورد نظر شما آن‌ها را منتشر می‌کنند. به ازای هر کلیک مبلغی از شما دریافت می‌شود که مبلغ آن به المان‌های مختلفی بستگی دارد.
    مثلا اگر شما بخواهید تبلیغتان فقط برای تهرانی‌ها نمایش داده شود، فقط در وب‌سایت‌های هنری باشد، فقط در فلان ساعت‌ها دیده شود و…، بایستی مبلغ بالاتری برای هر کلیک بپردازید.
  • تبلیغات همسان – کلیکی: اگر تبلیغ شما به نحوی باشد که انگار بخشی از محتوای وب‌سایت تبلیغ‌کننده است، شما از روش تبلیغات همسان استفاده کرده‌اید. مثلا فرض کنید مقاله‌ای در مورد «مهاجرت تحصیلی به کانادا» در وب‌سایت Felan درج شده است. در انتهای مقاله و در باکس مقاله‌های مرتبط، مقاله‌ای از شما با عنوان «۰ تا ۱۰۰ اخذ ویزای تحصیلی کانادا» درج شده است (به طوری که با یک نگاه نتوان فهمید که این مقاله برای همین وب‌سایت نیست)، کاربر بر روی این مقاله کلیک می‌کند و شما در آن مقاله (علاوه بر ارائه‌ی محتوای بی‌طرفانه) به نحوی او را با خدمات حقوقی مهاجرتی خود آشنا می‌کنید. به دلیل اینکه این نوع تبلیغ‌ها اصلا شبیه تبلیغ نیستند و انگار بخشی از محتوای همان وب‌سایت تبلیغ‌کننده‌اند، و از طرفی ارتباط محتوایی با محتوای سایت مبدا دارند، معمولا توقع داریم که تعداد کلیک‌ها (به نسبت تعداد نمایش) بیشتر باشد.
  • تبلیغات کلیکی اینستاگرام و تلگرامی: تبلیغی را در اینستاگرام یا تلگرام منتشر می‌کنید و با استفاده از ابزارهایی نظیر gl (که دیگر نیست)، bit.ly و… تعداد کلیک‌ها را برآورد و هزینه را به ازای هر کلیک پرداخت می‌کنید.
  • تبلیغات کلیکی ویدیویی: ویدیوی تبلیغاتی شما در یوتوب یا آپارات و… (قبل از پخش ویدیوی مورد نظر مخاطب) پخش می‌شود. اگر کاربر بر روی لینک آن کلیک کرد، هزینه‌ای را بابت آن می‌پردازید.
  • تبلیغات کلیکی پیامکی: تبلیغات پیامکی با روش پرداخت کلیکی نیز یکی از روش‌های دیگر PPC می‌باشد.

نکته: تبلیغات کلیکی یا PPC، اصولا یک «روش تبلیغاتی» به حساب نمی‌آید. بلکه یک نوع روش «پرداخت هزینه‌ی تبلیغات است».

 

نوشته تبلیغات کلیکی (PPC) یا Pay Per Click چیست؟ اولین بار در شبکه مدیران Modir TV پدیدار شد.

مهراب
منبع : modir.tv

بازاریابی تلفنی چیست؟


در این مقاله به معرفی و بررسی بازاریابی تلفنی می‌پردازیم. با Modir TV همراه باشید:

صرافی واقع در انگلستان که “مانی کورپ” (شرکت پول) نام داشت، نیاز به افزایش مشتری پیدا کرد؛ زیرا در آن زمان خیلی به مشتری های فردی وابسته شده بود که نزدیک به 70 درصد درآمد سالانه شرکت را می ساختند.

به دلیل اینکه افراد به اندازه ی شرکت های بین المللی به ارز خارجی نیاز پیدا نمی کردند، این شرکت خواهان افزایش مشتری هایی بود که از شرکتی از آنها درخواست ارز می کردند. در گذشته این خواسته را نداشتند ، زیرا مراحل ارتقا برای گروه فروش ارشد، هم زمان بر و هم هزینه بر بود.

این شرکت برای حل این مشکل، شرکتی بازاریاب به نام “مارکت مستر” (استاد بازار) را برای شروع بازاریابی تلفنی استخدام کرد تا  فقط شرکت های خواهان ارز را جذب کند. این کار باعث افزایش شرکت‌هایی شد که بعد از آن با “مانی کورپ” قرار هایی برای بستن قرارداد با بودجه های عالی گذاشتند.

بازاریابان تلفنی هر دو ساعت یک بار، قرار ملاقاتی را برای این شرکت هماهنگ کردند که این کار باعث افزایش 33 درصدی قرارهای اصلی شرکت شد. علاوه براین، شرکت هایی که قرار خود را لغو کردند، کمتر از 2 درصد بودند. با استفاده از روشی مناسب برای بازاریابی تلفنی، کیفیت کارها و همچنین سود این شرکت با بخش مشتری هایی ثابت، بیشتر شد.

بازاریابی تلفنی چیست؟

این روش شامل ارتباط با مشتری با تلفن یا با تماس تصویری است که امروزه به روی کار آمده است.

این نوع بازاریابی، یکی از گول زننده ترین نوع بازاریابی است! زیرا بسیاری از سازمان ها از روش هایی آزاردهنده و غیر اخلاقی برای بازاریابی تلفنی استفاده کرده اند. یکی از نمونه های منفی بازاریابی تلفنی، تلفن روبو (رباتی) است که در آن از دستگاهی استفاده می شود که روزانه به صورت خودکار به هزاران نفر تماس می گیرد و پیامی از پیش ضبط شده را پخش می کند. به خاطر این موضوع و دیگر روش های رایج، قوانین متعددی در کشورهای مختلف جهان در رابطه با این نوع بازاریابی ایجاد شده است.

دیدگاه‌های منفی

با وجود اینکه این نوع از بازاریابی سالانه 500 میلیارد دلار درآمد دارد، عموم مردم دید مثبتی به آن ندارند. معنای واژگانی اش به معنای تماس تلفنی با افرادی است که در خانه شان هستند و تجارتی ندارند و می توانند از خدمات استفاده کنند و آمار را تغییر دهند و یا افرادی که دارای مهارت حرفه ای هستند.

نظرات 1.7 میلیون نفر راجع به بازاریابی  تلفنی در بررسی سازمان بازاریابی مستقیم به این صورت بوده :

  • 98 درصد ادعا کرده اند که این نوع بازاریابی، آنها را عصبانی می کند.
  • 92 درصد ادعا کرده اند که از این طریق فریب خورده اند
  • 20 درصد به خاطر خجالت، بازاریابانی را که مشکوک به فریبکاری بوده اند را گزارش نکرده اند.

با اینکه نسبت به بسیاری از روش های بازاریابی تلفنی، نظرات منفی وجود دارد، این نوع از بازاریابی حوزه ی گسترده ای دارد و دارای روش های اخلاقی و بسیار موثر نیز هست. در مثال اولی که در رابطه با شرکت “مانی کورپ” ذکر شد،   این شرکت نمی خواست با تلفن ، محصولی را بفروشد، بلکه می خواست با بین گروه فروش ارشد شرکت و مشتری های احتمالی ارتباط  بهتر و مفیدتری ایجاد کند.

چه کسانی از بازاریابی تلفنی استفاده می کنند؟

این نوع بازاریابی می تواند از راه های مختلفی به سازمان های زیادی برای گرفتن نتایج بهتر، کمک کند. با اینکه واضح ترین نوع این نوع از بازاریابی، با تماس تلفنی شرکت با افراد، برای فروش محصول شکل می گیرد، بازاریابی تلفنی روشی برای فروش محصول از شرکت به شرکتی دیگر، مبارزات انتخابی، تبلیغ رویدادها و افزایش فرایند ماهرانه ی فروش است.

شرکت بازاریابی تلفنی مارکت مستر که توسط شرکت مانی کورپ استخدام شد، با شرکت های دیگر که نیازمند خدمات مانی کورپ بودند، ارتباط برقرار کرد. بازاریابان برای فروش محصول، تلاش نمی کردند و فقط اطلاعات تماس را جمع آوری کرده و درباره ی تمایلات مشتری ها در رابطه با خدمات مانی کورپ تصمیم می گرفتند تا برای گروه فروش ارشد شرکت، فروش قوی را رقم بزنند.

شرکت هایی که می خواهند کاری را بهبود ببخشند که مربوط به یک گروه خاصی از جامعه است هم می توانند از بازاریابی تلفنی برای رسیدن به مشتری های خود ، استفاده کنند. برای مثال، شرکتی که کنفرانس های ادامه ی تحصیل برای دندان‌پزشکان برگزار می کند، می تواند از این نوع بازاریابی استفاده کند تا با تعداد زیادی از دندان‌پزشکان تماس گرفته شود و در رابطه با این نوع کنفرانس اطلاع رسانی کند و دندان پزشکان را برای شرکت در کنفرانس ، تشویق کند.

در مبارزات انتخابی هم به صورت گسترده ای از بازاریابی تلفنی برای گرفتن بودجه و قانع کردن افراد در جهت رای دادن به نامزد انتخاباتی همان کمپین و یا اتفاقی که مورد نظرشان است، استفاده می کنند. در مبارزات بزرگ تر مانند انتخابات ریاست جمهوری ، ترجیح بر این است که از سیستمی خودکار برای تماس با تعداد زیادی از افراد ، استفاده شود. در مبارزات منطقه ای مانند سمت شهردار یا سخنگوی کنگره و یا شمردن آرای منطقه  هم اغلب از نماینده ی تلفنی استفاده می شود. همین روش ، در دانشگاه ها و سازمان های غیرانتفاعی که خواهان افزایش بودجه و مشارکت هستند هم مورد استفاده قرار می گیرد.

نه به تماس روبو (رباتی)!

در دهه ی گذشته، قوانین شدید و یا ممنوعیت های زیادی نسبت به تماس روبو در ایالت های مختلف آمریکا ایجاد شده است. از سال 2012، در 23 ایالت این نوع تماس را ممنوع اعلام شد. خیلی از آنها این ممنوعیت ها را با جواز ملی عدم تماس به اجرا درآورده اند. در ابتدا ،این جواز در سال 2004 برای دادن گزینه ی رد بازاریابی تلفنی به مشتری ها ، اجرا شد و سازمان هایی که لیست موجود در این جواز را نادیده می گرفتند، تحت پیگرد قانونی قرار می گرفتند.

در هر نوع از بازاریابی تلفنی ، می توان روشی داخلی را به اجرا درآورد که شامل استفاده از هر نوع دیگری از تبلیغات و شبکه سازی برای تشویق مشتریان می شود تا تماس بگیرند و اطلاعات بیشتری دریافت و یا خرید کنند.

ایجاد یک برنامه ی بازاریابی تلفنی

هر سازمانی که می خواهد از این نوع بازاریابی استفاده کند، ابتدا باید دانشی خوب در رابطه با محصولی داشته باشد که خواهان تبلیغش است. این موضوع نه تنها به این معناست که باید به گروه بازاریابی اطلاعات زیاد و دقیقی داد، بلکه باید در رابطه با افرادی که خواهان این محصول هستند هم تبلیغ کرد.

اکثر بازاریابی های تلفنی، گروهی خاص را هدف می‌گیرد.  سازمانی که بازاریابی تلفنی می کند باید در مورد بازار تحقیق کند تا در رابطه با آمار مورد هدف اطلاعاتی به دست بیاورد؛ مثل عادات خرید  و نوع محصولی که گروه آماری به آن اهمیت می دهند.

مثلا، اگر شرکتی خدماتی می خواهد از این روش استفاده کند، می تواند اطلاعات مربوط به بازار را مطالعه کرده و تحقیقاتی انجام دهد تا متوجه شود که چه نوع از مشتری ها نیاز بیشتری به نظافت دارند و از خدمات نظافتی چه انتظاری دارند.

وقتی که تیم بازاریابی، اطلاعات مورد نیاز را به دست آورد و تحقیق راجع به بازار کامل شد، گام دیگر شرکت، مشخص نمودن اهدافی روشن برای کمپین بازاریابی تلفنی است. کمپینی که به اهدافی نظیر فروش یا گسترش تبلیغات و یا جمع آوری اطلاعات درباره ی بازار نزدیک است را می توان در دیگر کمپین ها و فروش ها استفاده کرد. در مورد مثال خدمات نظافتی، می توان گفت ممکن است که بخواهند  از بازاریابی تلفنی در جهت جلب مشتری بیشتر میان  افرادی باشند که مالک خانه بوده و 100000 دلار سالیانه ، حقوق دارند.

وقتی که سازمانی، اهداف کمپینی خود را مشخص نمود، می تواند برخی از موارد را در طول تماس تلفنی تعیین  کند. مثلا خیلی از سازمان ها متونی را می نویسند که افرادی که تماس می گیرند باید آنها را به خاطر سپرده و هنگام مکالمه به کار ببرند. دیگر سازمان ها هم فقط اهداف شرکت را برای این افراد مشخص کرده و به آنها این اجازه را می دهند که مکالمات طبیعی تری با مشتری ایجاد کرده و به آن اهداف جامه عمل بپوشانند. اگر شرکت خدماتی که مثال زدیم، نخواهد از متن آماده استفاده کند، می تواند با تشریح هدفی به افرادی که تماس را برقرار می کنند ، از آنها بخواهد که اطلاعات و تمایلات مشتری ها را جمع آوری و بهترین زمان برای نظافت  را مشخص کنند.

آخرین مرحله از این نوع بازاریابی، به اهداف کمپین بستگی دارد. اگر کمپینی از نوع فروش مستقیم باشد، آخرین مرحله فروش کامل است. این مرحله می تواند با یک تماس و یا چند تماس متقابل در دوره ای از زمان ، پایان یابد. کمپینی که برای جلب تعدادی از مشتری های خاص طراحی شده است،  با انتقال اطلاعات این افراد به تیم فروش پایان میابد. جدا از اهداف کمپین ، گروه بازاریابی باید کیفیت دستیابی به هدف مشخص شده و استفاده از اطلاعات جمع آوری شده و صداهای ضبط شده از تماس ها را بررسی کند تا نقاطی را که نیازمند اصلاح است را مشخص کند.

اهداف بازاریابی تلفنی

بازاریابی تلفنی برای دستیابی به اهداف تجاری مختلفی استفاده می شود، مانند:

  • فروش محصول
  • جلب مشتری برای گروه فروش
  • تحقیق و جمع آوری اطلاعات مشتری
  • برقراری تماس با مشتری های موجود یا تشویق مشتری های قبلی برای استفاده ی دوباره از محصول یا خدمات

شغل های موجود در بازاریابی تلفنی

این نوع از بازاریابی به متخصصانی در گروه بازاریابی  از سطوح مبتدی تا متخصصین درآمد و حتی مدیریت نیاز دارد. سه شغل راایج در این حوزه در قسمت زیر معرفی شده است.

اپراتور تلفن

سازه ی اصلی هر کمپینی بازاریابی تلفی، افرادی است که به عنوان اولین نفرات با مشتری ارتباط برقرار می کنند. این شغل ، فرصت خوبی برای شروع کار در بازاریابی است ، زیرا نیاز به تجربه شغلی ندارد و ابعاد واقعی بازاریابی را نشان می دهد. اپراتور تلفن می تواند متون آماده ی بازاریابی، اطلاعات به دست آمده از تحقیق در مورد بازار و توسعه ی تجارت بخواند و حتی معیارهای سنجیده شده  برای موفقیت شده توسط کارمندان ارشد بازاریابی را ببیند.

تحصیلات و تجربه

حقوق دریافتی بازاریابی تلفنی طبق اداره کار

اپراتور تلفن- دریافتی اولیه: ساعتی 8 تا 9 دلار – دریافتی متوسط: ساعتی 10.83 دلار – بیشترین دریافتی: 18.96 دلار

مولف- مبتدی: 28000 دلار- ارشد: 55.200 دلار – بیشترین دریافتی: 109.000 دلار

مدیر بازاریابی- دریافتی اولیه: 41.480 دلار- دریافتی متوسط: 83.890 دلار- بیشترین دریافتی: 166.400 دلار

یک اپراتور تلفن باید در حال تحصیل در مقطع کارشناسی در رشته ی بازاریابی، تجارت، ارتباطات یا روان شناسی باشد و یا آن مدرک را داشته باشد. در خیلی از موارد، نیازی با سابقه ی کار نیست اما هر نوع سابقه کاری که نشان دهنده ی مهارت های عالی در ارتباط و میل به یادگیری باشد هم مفید است.

مولف

مولف کسی است که متون مورد استفاده در این نوع بازاریابی را تالیف می کند. این کار شامل نوشتن موارد مختلفی در رابطه با بازاریابی است؛ پس از یک مولف انتظار می رود که در محتوایی که می خواهد ایجاد کنه، مهارت کافی را داشته باشد. این کار شامل نوشتن موارد تبلیغاتی، متون وبسایت،وبلاگ ها ، کتاب های الکترونیکی و گزارش است؛ اما تنها به این موارد محدود نمی شود.

تحصیلات/تجربه

یک مولف باید مدرک کارشناسی در رشته ی بازاریابی، تجارت، انگلیسی، روزنامه نگاری، ارتباطات یا روانشناسی داشته باشد. بهتر است که سابقه ای هم در کارهای نوشتاری داشته باشد؛ با این حال مدارک کارهای قبلی فرد، مهمترین بخش رزومه اش است.

مدیر بازاریابی

مدیر بازاریابی، مسئول نظارت بر همه ی ابعاد بازاریابی است. در بازاریابی تلفنی، مدیریت مسئول استخدام، کنترل بودجه ی پروژه، بررسی کار هر عضو از گروه بازاریابی و تایید تمامی موارد قبل از اجرای آنهاست.

تحصیلات/تجربه

به دلیل اینکه این شغل مربوط به هدایت و رهبری است، شخص دارای این سمت باید سوابق کاری در سمت های غیر مدیریت در حوزه ی بازاریابی و درک خوبی از این کار، داشته باشد. علاوه بر مدرک کارشناسی در رشته های مربوط به بازاریابی، بسیاری از مدیران آموزش های پیشرفته ای هم در سطح مدیریت ارشد تجارت ، می بینند.

آموزش و یادگیری بازاریابی تلفنی

یکی از بهترین راه ها برای ورود به این حوزه، شرکت در کلاس های آموزش بازاریابی است. در این کلاس ها، قوانین اصلی بسیاری از روش های بازاریابی که شامل بازاریابی تلفنی هم می شود ، آموزش داده می شود و افرادی را که می خواهند سریع وارد حوزه ی تجارت شوند را برای متخصص شدن آماده می کند.

دانشجویان بازاریابی، در ابتدا با دروسی شروع می کنند که بهترین راه ها برای ساختار و سازمان گروهی را پایه ریزی کرده  که این راه ها بر ارتباط و تفکر نقادانه ،تمرکز دارد.این کلاس ها شامل امور مالی، مدیریت زمان، بهبود مهارت های تحقیقی و دیگر موضوعاتی است که برای کار کردن در حوزه ی بازاریابی، حیاتی است.

همچنین این برنامه ها دانشجویان را با فناوری موجود در کار ، آشنا می کنند. این برنامه ها شامل نرم افزارهایی که برای پردازش کلمات استفاده می شوند، مدیریت پایگاه داده و بهبود  ارائه و همچنین آشنایی با اطلاعات نمونه سازی و ویرایش عکس  ، می شود. کسانی که به حوزه ی بازاریابی تلفنی علاقه مندند، می توانند با سیستم های مدیریت مشتری مانند “سیلزفورس” آشنا شده و یاد بگیرند که چطور با تلفن های تجاری مدرن کار کنند.

کلاس های پایانی در برنامه ی آموزشی در رابطه با بازاریابی در دنیای واقعی است و دانشجویان در محیطی این کار را اداره می کنند. این تمرین ها، بهترین راه برای هر دانشجویی است که می خواهد ایده های بهتر در رابطه با معیارهای موفقیت در کار و چگونگی به دست آوردن نتایج واقعی و پیش بینی شده از روش های موجود ، بگیرد.  در این مرحله، دانشجویان می توانند روش های بازاریابی تلفنی را در عمل تجربه کرده و آنچه را که یاد گرفته اند را به عنوان مهارت هایی ارزشمند و دانشی ملموس  برای ورود به بازار کار، استفاده کنند.

نوشته بازاریابی تلفنی چیست؟ اولین بار در شبکه مدیران Modir TV پدیدار شد.

مهراب
منبع : modir.tv

نمایشگاه تراکنش ایران (ITE 2018)


همزمان با آغاز دور جدید تحریم های آمریکا علیه ایران چهارمین دوره نمایشگاه تراکنش ایران ( ITE 2018 ) از 22 تا 24 آبان در بوستان گفت و گو برگزار می شود.این نمایشگاه با شعار” تراکنش علیه تحریم” میزبان شرکت های فعال و نوپا در عرصه های فناورانه، شرکت های پرداخت، شرکت های فناوری مالی، استارت آپ ها و بانک ها است.
علاوه بر این در حاشیه این نمایشگاه سمینارها و نشست های تخصصی و کارگاه های با حضور خبرگان خارجی و داخلی برگزار می شود، تا فعالان این عرصه بتوانند مسیرهای جدید را خلق کنند.

Iran Transaction Show (ITE 2018)-نمایشگاه تراکنش ایران

یکی از نکات مهم این دوره نمایشگاه تراکنش ایران بررسی فناوری های جدید از جمله ارز رمزها و فناوری بلاک چین می باشد که به شکلی موثر به آن ها برای عبور از تحریم ها پرداخته می شود.

با توجه به این که تحریم های جدید صنعت بانکداری را نشانه گرفته است، این رویداد به فناوری به عنوان فرصتی برای ایجاد شور و نشاط ملی و برون رفت نگاه می کند. علاوه بر این حضور کسب و کارهای مستعد و جوان نشان دهنده نقش فعال بخش خصوصی برای کاهش هر چه بیشتر آسیب های احتمالی تحریم و نمایش قدرتمند و توانمندی جوانان این مرزو بوم می باشد.

نوشته نمایشگاه تراکنش ایران (ITE 2018) اولین بار در شبکه مدیران Modir TV پدیدار شد.

مهراب
منبع : modir.tv

بازاریابی عصبی یا نورومارکتینگ چیست؟


در این مقاله به معرفی و بررسی کامل بازاریابی عصبی یا نورومارکتینگ می‌پردازیم. با Modir TV همراه باشید:

بسیاری از افراد با چالش پپسی آشنایی دارند: به این صورت که باید بدون اینکه نگاه کنند، بین پپسی و کوکاکولا، یکی را انتخاب کنند و تعجبی ندارد که پپسی انتخاب می شود. یک دهه پیش، رید مونتگ، عصب شناس معروف، سوالی را مطرح کرد: اگر واقعا مردم پپسی را به کوکاکولا ترجیح می دهند، چرا پپسی بازار را فرا نمیگیرد؟

او با امید به اینکه پاسخ این سوال را پیدا کند، چالش پپسی دیگری را ایجاد کرد که در آن، افراد را به دستگاه ام آر آی متصل می کرد تا فعالیت مغزی آنها را بررسی کند. در ابتدا، نیمی از شرکت کنندگان ابراز داشتند که پپسی را ترجیح می دهند؛ با این حال، وقتی مونتگ به آنها گفت که کدام یک از نمونه ها از مارک کوکاکولاست، نتیجه سه به یک به نفع کوکاکولا تغییر کرد. علاوه بر این، در فعالیت قشر جلویی مغز و هیپوکامپ که به ترتیب مسئول کنترل تفکرات پیچیده و حافظه هستند، نیز تغییراتی مشاهده کرد. همچنین، دریافت که مغز، تصاویر و ایده هایی را از آگهی های بازرگانی به یاد می آورد و تفکرات و احساسات، در قسمتی که عکس العمل های خوبی نسبت به کیفیت محصولی دیده شده را به آن مارک، ربط می دهد.

در سال 2004، یافته های خود را منتشر کرد و در نتیجه، بازاریابی عصبی (ذهنی)، به معرض عموم گذاشته شد.

بازاریابی عصبی یا نورومارکتینگ

بازاریابی عصبی چیست؟

بازاریابی عصبی، بررسی پاسخ های مغزی به تبلیغات و مارک ها و تطبیق آن پیام ها بر اساس پاسخ  دریافتی برای به دست آوردن پاسخ های بهتر است. محققان از فناوری هایی مانند ام آر آی و برق نگاری مغزی (ای ای جی) برای پی بردن به انواع خاصی از فعالیت های مغزی در پاسخ به پیام های تبلیغاتی، استفاده می کنند. شرکت ها، با استفاد از این اطلاعات، متوجه می شوند که انتخاب مصرف کنندگان بر چه اساسی است  و چه بخشی از مغز مسئول این انتخاب است.

مغز خوب/مغز بد

بازاریابان عصبی، تنها چند بخش از مغز را تحریک می کنند:

  • هسته ی اکامبن که انتظار لذت را ایجاد می کند.
  • قشر جلویی مغز که تفکرات پیچیده را کنترل می کند.
  • هیپوکامپ که به حافظه کمک میکند.
  • انسولا که مسئول پیش بینی یا جلوگیری از محرک های دردناک است.
  • بخش میانی قشر جلویی که وقتی پاداش مورد انتظار را دریافت نمی کنید، مسئوا ناامیدی است.

با اینکه چالش پپسی مونتگ باعث بیشتر مشهور شدن نورومارکتینگ شد، اولین بار در سال 1990، گری زالتمن که استاد بازاریابی دانشگاه هاروارد بود، به این مفهوم پی برد . بعدها، وی روش را که روش استنباط استعاره ی زالتمن نام داشت را ثبت کرد. شرکت هایی نظیر نستل، جنرال موتور و کوکاکولا، از آن زمان تا کنون از این روش استفاده کرده اند.

بازاریابی عصبی یا نورومارکتینگ

با اینکه فناوری مورد استفاده در نورومارکتینگ، بسیار ماهرانه درست شده، فرضیه ای ساده وجود دارد: مشتری ها ننکن است که دروغ بگویند، اما آمار نه. حتی اگر مشتری ها هم دروغ نگویند، خیلی مواقع ممکن است که آن چیزی را که در ذهن دارند، بر زبان نیاورند. تخمین زده اند که 95 درصد تفکراتی که در ضمیر ناخودآگاه انسان وجود دارد، با روش های قدیمی قابل بررسی نیستند.

چه کسانی از بازاریابی عصبی استفاده می کنند؟

بازاریابی عصبی، روش ارزانی نیست. در واقع دستگاه ام آر آی حدود 5 میلیون دلار ارزش دارد. علاوه بر این، یک گروه از افراد برای نمونه، تقریبا 10000 دلار هزینه می برد. بنابراین، نورومارکتینگ واقعی، توسط شرکت ها و سازمان های بزرگ ( یا حداقل با سود خوب) مورد استفاده قرار میگیرد. بعضی از این شرکت ها که در سال های اخیر، از این روش استفاده کرده اند:پ

  • گوگل و مدیاوست با همکاری شرکت زیست سنجی و تحقیقی نوروفوکوس، پاسخ کاربران را در رابطه با تبلیغات بیت برنامه ای خود(مثل تبلیغاتی که بین فیلم های یوتیوب ظاهر می شود) بررسی کردند. پاسخ حسی 40 شرکت کننده، به صورت احساسی، تعهدی و تاثیرگذار دسته بندی شد.
  • مایکروسافت از اطلاعات ای ای جی، برای درک بهتر عکس العمل کاربران به کامپیوتر های شخصی و لپ تاپ استفاده کرد که شامل احساسات : متعجب، راضی و ناامید بود.
  • فریتو-لی با بررسی مغز زنان، متوجه شد که چطور به صورت بهتری، تبلیغات خود را عرضه کند. به این صورت که فهمید که نباید در مورد گناه یا حتی پاک بودن صحبت کند و در عوض، بر روی موارد مربوط به سلامت در تبلیغات خود استفاده کند.
  • تی دبلیو سی یا شبکه ی آب و هوا همدیگر شرکتی بود که با نوروفوکس همکاری کرد و همزمان با آن برای تکرار سریال تاریخچه ی تغییرات آب و هوایی آماده می شد. این شبکه با استفاده از فناوری ای ای جی و ردیابی چشمی و همچنین جی آر اس( تغییرات پوستی ) توانست برای دست یابی به تاثیر بیشتر، تبلیغات و برنامه ریزی خود را اصلاح کند.

علاوه بر هزینه های قابل توجهی که دارد، هنوز هم تعدادی نسبت به این روش بدگمان هستند و شک دارند. بیشتر آنها استفاده از این روش را شست و شوی مغزی میدانند و آن را متهم می کنند و میخواهند بدانند که تا چه اندازه، رفتار و فعالیت ذهنی بر رفتار مشتری تاثیر می گذارد و تا چه اندازه این روش در حوزه ی تجارت های مختلف ناکام مانده است.

با این حال، از آن جایی که کاربران موفق تایید می کنند، این روش هم اکنون هم در بازار جای گرفته است.  با افزایش تحقیقات محققان در این حوزه، این روش نسبت به اتهامات گفته شده مانند : شست و شوی مغزی، تبرئه و حتی قانونی خواهد شد و در آینده روش های بازاریابی عصبی(نورومارکتینگ) برای همه مشخص می شود.

بازاریابی عصبی یا نورومارکتینگ

بازاریابی عصبی برای چه نوع کاربری استفاده می شود؟

این روش بسیار انعطاف پذیر است و می توانند تمایل کاربر و وفاداری او به مارکی را تعیین کند، زیرا می توان این روش را تقریبا روی هر کسی که نسبت به محصول یا شرکتی نظری دارد، پیاده کرد. روش بازاریابی به این صورت است که بر روی ایجاد تاثیری مثبت و ماندگار بر روی ذهن مخاطب تاثیر بگذارد و فرقی هم نمیکند که به چه صورت این کار را انجام دهد. بازاریابی عصبی، همان تاثیرات را می سنجد؛ با این حال، هر کسی هم می تواند موارد پایه ای را در مورد کاربر بیابد و محصول یا خدمات خود را برای تاثیر بر نیاز های ضمیر ناخودآگاه کاربر، تطبیق دهد.

ابزار حسی،خاطرات را ایجاد می کنند و یا باز می گردانند؛ مثلا با استفاده از بوی نان که خاطرات قدیمی را یادآوری می کنند ( چه خاطراتی از کسانی دیگر که خوانده باشند و یا برای خودشان)، زبانی  یادآورنده مثل آهنگی که در ذهن مانده و بیرون نمیرود؛ همه ی این ها حتی اگر نشان از خامی باشند، مثالی از بازاریابی عصبی است که میتوان در هر تجارتی و با هر ابعادی استفاده کرد.

6 قانون بازاریابی عصبی

(بدون نیاز به ام آر آی)

  1. از کلمه ی “ما” استفاده نکنید و از شرکت خود صحبت نکنید. بر روی نقطه ضعف کاربر تمرکز کنید و نه خودتان.
  2. سر اصل مطلب بروید. پیام شما با 10000 پیام دیگری که روزانه به مغز می رسد، رقابت می کند.
  3. تصویرسازی کنید. فقط در مورد محصول خود صحبت نکنید، بلکه آن را نشان دهید. و حتی اگر نمی توانید که تصویری از آن را به کاربر نشان دهید، تصویر سازی کنید.
  4. به صورت محسوس و ملموس ارائه دهید.در تبلیغاتی که از حالت صورت افراد استفاده می کنند و می توان با استفاده از آن به هدف آنها پی برد مثالی از این مورد هستند.
  5. پایانی قوی ایجاد کنید. اصولا افراد بیشتر به ابتدا و انتهای تبلیغ توجه می کنند. این کار باعث ماندگاری در حافظه می شود.
  6. از احساسات استفاده کنید. تعجب، خنده، ترس و عصبانیت باعث گسستگی و در تنیجه هدف گرفتن خاطرات می شوند.

کمپین بازاریابی عصبی چگونه ایجاد شد؟

با این که این روش تاثیر بسزایی بر قسمت قابل رویت تبلیغات گذاشته، بیشتر تمرکزش بر تاثیر بعدی آن است. در واقع خیلی توجهی به انتقال پیام یا مارک درستی نیست، بلکه بیشتر روی بررسی احساسات و هدف گیری خاطرات با استفاده از پیام، متمرکز است.

کمپین بازاریابی عصبی، بیشتر بر روی تاثیر گذاری بر فرد تمرکز دارد. در حالیکه در بازاریابی رایج با استفاده از روش های گوناگون ( گروه متمرکز، نظر کاربران و …) بر روی گستره ی وسیعی از کاربران تاثیر گذاشته می شود، در بازاریابی عصبی، تمرکز بر روی فرد-فرد که معمولا هم بیشتر از چند ده نفر نیستند و در گستره زمانی زیادی است.

در مقابل این، از دستگاه های ام آر آی و ای ای جی برای بررسی فعالیت مغز افراد قبل، بعد و بین تجربه ی این روش استفاده می شود. سنسورهای فیزیولوژی دیگری هم ممکن است برای نظارت بر ضربان قلب، تنفس و پاسخ های پوستی، استفاده شود.

این روش به دوره ای بستگی دارد که آماده سازی نام دارد؛ به این صورت که در اولین مرحله از تعریف موضوع، انعکاسی الکتریکی ایجاد می شود. این کار باعث میشود که مغز هر چیزی که در رابطه با آن موضوع می داند را به یاد بیاورد( مثل نمونه ی کوکاکولا). حتی قبل از اینکه ضمیر خودآگاه نسبت به محرک آگاهی پیدا کند، ناخودآگاه این مرحله را شروع و پاسخ لازم را داده است و همه ی اینها در یک ثانیه رخ می دهد. پس، بازاریابی عصبی، به همان یک ثانیه اهمیت میدهد.

وقتی که مغز مرحله ی ذکر شده را گذراند، اطلاعات جدید برای مقایسه ی آن با اطلاعات قبلی داده می شود و نظر آگاهانه در مورد محصول در خودآگاه فرد شکل می گیرد. این اطلاعات با اطلاعاتی که در مرحله ی آماده سازی شکل گرفته، مقایسه می شود.

وقتی که تمامی داده ها جمع آوری شدند، کمپین بازاریابی بیشتر شبیه نوع قدیمی خود می شود. بر اساس داده های حسی و عصبی جمع آوری شده، گروه بازاریابی گسترده تری، برای ایجاد مدیریت بهتر و ماندگاری در حافظه ی مشتری، کمپین را گسترش و تطبیق می دهد.

کسانی که بازاریابی عصبی می کنند، چه سمتی دارند؟

مدیر امور مشتریان

مدیر امور مشتریان، مسئول توسعه و ارائه ی بررسی های عصبی مشتریان (معمولا مشتریان دائمی) است.

چه کاری انجام می دهند؟

  • با سهامداران اصلی ارتباط برقرار می کند و همچنین به نیازها و اهداف مشتریان پی می برد.
  • مدارک مبنی بر اهداف و موارد قابل ارائه به مشتری را نگهداری می نماید
  • اطلاعات و نظرات کیفی را از داده های کمی استخراج می کند و نتایج حاصل از بررسی های عصبی را به مشتریان ارائه میدهد و به آنها کمک می کند که داده های ارائه شده را، تفسیر کنند.
  • نظرات عملی حاصل از بررسی های عملی را گسترش داده و برای اجرای آنها تلاش می کند.

تحصیلات و تجربه

میزان حقوق در آمریکا

مدیر امور مشتریان – متوسط حقوق سالیانه: 116010دلار – بیشترین دریافتی: 187199 دلار

مشاور نورومارکتینگ – متوسط حقوق سالیانه: 78160 دلار – بیشترین دریافتی: 138790 دلار

تحلیلگر تحقیقات بازار – متوسط حقوق سالیانه: 60570 دلار – بیشترین دریافتی: 111440 دلار

 

مدیر امور مشتریان (CRM) که در امور نورومارکتینگ دخالت می کند، باید لیسانس (و یا مدارک بالاتر) بازرگانی یا علوم سیاسی/اجتماعی  داشته باشد؛ دروس موجود در رشته های روان شناسی، جامعه شناسی و علوم دستگاه ها هم می تواند مفید باشد. علاوه براین، مدیران امور مشتریان نیازمند 5 تا 10 سال سابقه ی کار مدیریت مستقیم امور مشتریان و همچنین تجارب قابل توجهی در بازار و بررسی مارک ها، تحلیل تبلیغات، بررسی آماری و توسعه‌ی محصولی هستند.

مشاوران نورومارکتینگ

مشاوران  نورومارکتینگ (مربیان/آموزش دهندگان/استادان)، اطلاعات به دست آمده از بازاریابی عصبی را دریافت کرده و دیگر شرکت ها را برای چگونگی اجرای یافته ها- با قیمتی کمتر از هزینه ی نورومارکتینگ- آموزش می دهند.

چه کاری انجام می دهند؟

  • اطلاعات موجود در رابطه با نورومارکتینگ را دریافت کرده و شرکت ها را برای اجرای آن اطلاعات در فروش، بازاریابی و روش های ارتباطی، مجهز می کنند.
  • بر اساس یافته های حسی و عصبی، شرکت کننده های فردی یا گروهی را آموزش می دهد تا مانند رهبر و تصمیم گیرنده ی اولیه صحبت کند.
  • برای ایجاد سایت شرکت، موارد مورد نیاز بازاریابی و موارد کلی شرکت و ایجاد پیامی که بهتر در ذهن فرد بنشیند، مشاوره می دهد.

تحصیلات و تجربه

مشاوران این حوزه، باید تحصیلاتی ترکیبی از بازاریابی، روان شناسی و علوم عصبی و درکی داشته باشد. البته داشتن تجربه ی قبلی در بازاریابی و ارائه، از الزامات است. مهارت های ارتباطی عالی هم لازم است و در واقع، استاندارد یک برنامه ی تحصیلی بازاریابی خوب است.

تحلیلگر تحقیقات بازار

چه کاری انجام می دهند؟

  • انجام نورومارکتینگ و دیگر تحقیقات کیفی برای پی بردن به عکس العمل خودآگاه و ناخودآگاه کاربران به محصول و پیام دریافتی، از وظایف اوست.
  • تحلیل و بررسی داده های عصبی و دیگر داده ها که از دیگر روش های تحقیق به دست آمده است.
  • بر اساس داده های جمع آوری شده، به مشتری ها برای اصلاح محصول یا پیام، پیشنهاد می دهد.

تحصیلات و تجربه

تحلیلگر تحقیقات بازار، حداقل نیازمند مدرک کارشناسی در رشته بررسی بازار و یا رشته هایی مرتبط مانند آمار است. کسانی که می خواهند متخصص بازاریابی عصبی شوند هم بهتر است کلاس هایی از رشته های روان شناسی و عصب شناسی را بگذرانند. به دلیل اینکه حوزه ی تحقیقات وسیع است  و کسانی تمایل به رسیدن به منصب ریاست برسند، مدرک کارشناسی ارشد هم نیاز است. معمولا تحلیلگر تحقیقات بازار، در طول تحصیل، دوره ی کارآموزی هم می گذراند و بهتر است که برای شغل هایی که نیازمند جمع آوری و تحلیل داده است، تجربه کسب کند.

مدرسه ی تجارت چگونه شما را در این رشته کمک می کند؟

بازاریابی عصبی- همانطور که از اسمش مشخص است و به خصوص در سطوح بالاتر- در دو فضای کاملا متفاوت عمل می کند: بازاریابی و عصب شناسی بنابراین، مراکز نورومارکتینگ به دنبال افرادی هستند که از ابتدا در کار تجارت بوده و می توانند با عصب شناسان ارتباط برقرار کنند و همچنین، به راحتی زبان تخصصی را به اطلاعاتی ترجمه می کنند که تصمیم گیرنده ها متوجه شوند. تحصیلات در حوزه ی بازاریابی، به شما کمک می کند که بتوانید به طور قانع کننده ای با دو طرف تجارت، ارتباط برقرار کنید.

به دلیل اینکه نورومارکتینگ در جایی بین روان شناسی و یک علم قرار میگیرد، دروس رفتار مشتری برای متخصصین آینده در این حوزه مفید است.

شناخت فناوری مورد استفاده در این حوزه هم یکی دیگر از ابعاد مهم برنامه ی بازاریابی عصبی است، اما  همان فناوری هم دائما در حال تغییر است. امروزه، ام آر آی و ای ای جی توجه ها را به خود جلب کرده ؛ با این حال در آینده، ممکن است که دیگر روش های بررسی مغز ایجاد شوند که خیلی مفیدتر از این دستگاه ها باشند.

پس در موردش درست فکر کنید و با مدارس و مشاورانی ارتباط برقرار کنید تا به شما برای رسیدن به این شغل که با تحریک ذهن و حس افراد سروکار دارد، کمک کنند.

 

نوشته بازاریابی عصبی یا نورومارکتینگ چیست؟ اولین بار در شبکه مدیران Modir TV پدیدار شد.

مهراب
منبع : modir.tv

تصاویر در بازاریابی محتوایی – چگونه از آن‌ها استفاده کنیم؟


این که امروز  در برنامه بازاریابی محتوایی، متن به تنهایی کافی نیست و باید از تصاویر برای بالا بردن جذابیت محتوا کمک گرفت و ما به سمت محتوایی جذب می‌شویم که چشم‌نواز باشد امری بدیهی‌ست و هر کس با قدری تامل به این مسئله پی خواهد برد. در این مقاله قصد داریم ابتدا به طور خلاصه نگاهی به معجزه‌ی استفاده از تصاویر در برنامه‌ی محتوایی بیاندازیم و سپس چند نمونه از استراتژی های محتوایی مبتنی بر تصویر و راهنمایی برای استفاده از درست و اصولی از تصاویر ارائه کنیم. این شما و این هم تصاویر در بازاریابی محتوایی:

تصاویر در بازاریابی محتوایی

هرگز قدرت تصاویر را نادیده نگیرید

ما در طول روز با حجم زیادی از اطلاعات و محتواها مواجه هستیم، از خواب که بیدار می‌شویم تا لحظه ای که بخوابیم حجمه‌ی زیادی از اطلاعات از گوشی هوشمند ما تا صفحه ی مانیتور به سمت ما سرازیر می شود، و قطعا ما به تمام آن ها توجه نمی کنیم! از خود شما شروع می کنم از میان این همه اطلاعات به کدام یک بیشتر از همه توجه می کنید؟ کدام را به اشتراک می گذارید؟ البته اگر در حال خواندن این مقاله هستید جزو معدود افرادی هستید که به دنبال پاسخ سوالاتتان هستید و به محتوای متنی توجه می کنید اما واقعیت این است که محتوای تصویری بیشترین سهم از توجه مخاطبان را به خود اختصاص داده اند کافی است نگاهی به این اینفوگرافیک بندازید تا متوجه شوید.

چطور از تصاویر برای کسب و کارم استفاده کنم؟

خب حالا که متوجه اهمیت تصاویر در بازاریابی محتوایی شدیم سوال اصلی اینجاست که تصاویر در کجای برنامه‌ی محتوایی کسب و کار ما جا دارد و چطور باید از آن ها استفاده کرد؟

در برنامه‌ی محتوایی تصاویر گاهی می‌تواند نقش اصلی را بازی کند و گاهی می تواند به عنوان مکمل و عنصر جذابیت بخش در کنار محتوای متنی قرار بگیرد که در هر صورت شما باید اصولی را رعایت کنید و همواره این سوال را از خود بپرسید “چرا این عکس؟”

احتمالا بارها مثال معروف برند GOPRO و استراتژی محتوایی آن را شنیده اید، درست زمانی‌که همه‌ی دوربین‌های دیجیتال شبیه به هم بودند، گوپرو چرخشی کاملا جدید و جذاب ایجاد کرد و با خلاقیت و مزیت رقابتی این امکان را برای مصرف کنندگان محیا کرد تا از خود در هر حالتی مثل دوچرخه سواری یا کوهنوردی عکس بگیرند و عکس های خود را با نام GOPRO و هشتگ این برند در شبکه های اجتماعی منتشر کنند، در واقع کاربران این برند، خود تولیدکنندگان محتوا و رسانه ی GOPRO شدند. اما خب شاید خدمات یا کالای شما مانند GOPRO نباشد و نتوانید چنین استراتژی را الگوی خود قرار دهید.

تصاویر در بازاریابی محتوایی

در واقع نقش و تاثیر تصاویر در برنامه ی بازاریابی را نمی توان نادیده گرفت و حتی اگر برنامه‌ی بازاریابی محتوایی شما تصویر محور نباشد و شما صرفا بخواهید از تصاویر برای  بالا بردن جذابیت محتوای متنی استفاده کنید باید برای انتخاب تصاویر به نکاتی توجه داشته باشید. که در ادامه به مهم‌ترین آن‌ها نگاهی می‌کنیم.

امروزی باشید!

تصویرسازی، عکاسی و یا حتی تغییر اساسی تصاویری که دانلود می کنید (مثل فوتومونتاژ) بهترین و ایده‌آل ترین راه هستند اما همانقدر هزینه بردار می باشند، اگر با هزینه های بالای عکاسی و گرافیست حرفه‌ای مشکلی ندارید بهترین راه را انتخاب کنید اما اگر هزینه‌ی زیادی نمی خواهید پرداخت کنید ناچار هستید عکس ها را دانلود کنید اما برای انتخاب تصاویر توجه داشته باشید تا از طرح های قدیمی و دمده استفاده نکنید چرا که این عکس ها:

  • در میان تصاویر جدید هیچ جذابیتی ندارند و کیفیت محتوای شما را زیر سوال می برند!
  • بارها توسط افراد مختلف استفاده شده‌اند و امروز به چشم اسپم دیده می شوند.
  • تکراری هستند آنقدر تکراری که برند و محتوای شما میان آن‌ها گم می‌شود.

قدیمی تصاویر در بازاریابی محتوایی

همه از یک خانواده

در مقاله‌ی برندینگ چیست با مفاهیم و اصول کلی برندینگ آشنا شدید، در انتخاب تصاویر نیز درست مانند دیگر المان‌های برند باید به این نکته توجه داشته باشید که میان همه‌ی آن‌ها تشابه و همخوانی وجود داشته باشد طوری که مخاطب با دیدن هر کدام متوجه شود که همه‌ی آن‌ها متعلق به یک برند و از یک خانواده هستند، این همخوانی باید میان عکس‌ها، وکتورها و حتی کاراکترهای شما وجود داشته باشد.

ساده

سبک خاصی برای تصویرسازی و عکاسی داشته باشید

برای این کار حتما نباید از سبک‌های خاص عکاسی استفاده کنید، می تونید با در نظر گرفتن طیف خاص نور و رنگ میان عکس ها هارمونی منحصر به فردی ایجاد کنید، برای تصویرسازی وکتورها همیشه از یک الگو پیروی کنید حتی اگر عکس ها و وکتورها را دانلود می کنید سعی کنید همه‎ی آن‌ها از الگوی خاصی پیروی کنند.

برای رک بهتر این مسئله می تونید به عکس های نوتلا، دیجیکالا یا ایرانسل نگاهی بکنید.

با بودجه‌ی کم چه کاری می‌تونم بکنم؟

گفتیم که بهترین کار تولید عکس های یونیک و منحصر به برند خودتونه اما اگر امکان عکاسی یا تصویرسازی را ندارید و کسب و کار کوچکی هستید، می تونید از سایت های زیر عکس های با کیفیت مطابق با اصول و  چهارچوب برندتون دانلود کنید.

  • pexels.com
  • freepik.com
  • littlevisuals.co
  • photopin.com

نوشته تصاویر در بازاریابی محتوایی – چگونه از آن‌ها استفاده کنیم؟ اولین بار در شبکه مدیران Modir TV پدیدار شد.

مهراب
منبع : modir.tv

دانلود آهنگ ارشاد و فرشاد پیکسل به نام تولد نحس

دانلود آهنگ ارشاد و فرشاد پیکسل به نام تولد نحس

 

دوستان شرکت ما در زمینه های backend, front end, Android , iOS جذب نیرو داره. دوستانی که آلسلام دوستان،
من هفته پیش یه آفر از هلند برای پوزیشن برنامه نویس جاوا گرفتم و قبول کردم، مطمئنا میدونم که مرتبط با اینجا نیست، ولی خب از اونجا که تقریبا تجربه مصاحبه کاری هست و این بحث تفاوت هادقیقا منم هنوز نرفتم اونجا که اصلا بخوام از تفاوتشون بگم و واسه خودمم مشخص نیست، منظور همون تجربه مصاحبه بود که با توجه به مصاحبه های قبلی با آلمان واقعا تفاوتی نبودشون واقعا از موضوع گروه خارجه ولی اگه قرار صرفا متن بر اساس تجربه مصاحبه شغلی باشه مشکلی نیست بنظرممشابه شرکت های آلمان دوست داشتم برای جبران کمبعله منظور من این نبود که بیایم مقایسه کنیم اونطوری برای هر کشوری یه تاپیک باید بزنیم, تاکید بر روی بیان تجربیات بود که در این حین تفاوت ها هم آشکار میشد 😁ک هایی که از این گروه گرفتم تجربه خودم رو اینجا به اشتراک بگذارم.
گفتم قبلش بپرسم اگه ادمین ها اجازه بدن تجربه م رو توی گروه بگذارم.مان هستن یا نزدیک هست که بیان در صورت تمایل به من پیام بدن.

دانلود آهنگ مهراب به نام حس ششم

دانلود آهنگ مهراب به نام حس ششم

من حرفت رو با مثال نقض میکنم وحید جان – زبان ربطی به محیط نداره واقعا پشت کار و‌تلاش خودت هستشواقعیتش من حق میدوم به اونا که میخوان کسی استخدام کنن.شما باید بتونید خوب صحبت کنید و خوب متوجه بشبد.ه چیزی که برای زبان خیلی نگران کنندس اینه که ما الان ایرانیم و داریم یاد میگیریم و چون با کسی که زبان مادریش انگلیسی یا المانیه زیاد در ارتباط نی

صد در صد موافقم باهات قطعا تجربه خوبیه

راجع به حرفت در مورد زبان اونجوری نیست که دیگه انقدر هم سخت باشه در حد 5 ساعت
من خودم یه تسک رو کامل با اون پیچیدگی مورد نظر تونستم حل کنم و 100 گرفتم.
تسک بعدی ولی وقت واسش کم بود و نتونستم کامل انجام بدم. با این حال واسه مصاحبه های بعدی بهم ایمیل دادن.بنظر منم زبان واقعا مساله مهمی هستش دلیلش هم اینه دوستان اگه فنی خیلی هم خوب باشند و زبان خوب نداشته باشند نمیتونند راحت متوجه خواسته ها بشند یا مسائل رو با تیم در میون بزارند

مساله زبان فقط بحث تخصصی نیست هیچ وقت، چون قراره ادم ۸ ساعت در روز رو با ادم های دیگه بگذرونه و همیشه هم حرفها فنی نیست، گپ های دوستانه و شوخی و همه چیز هست- قطعا زبان خوب باعث میشه ادم خودش احساس راحتی بیشتر هم بکنه

ستیم خب قطعا در حد خیلی خوب نیس زبانمون .. من فک میکنم در بهترین حالت متوسط میشه … حرفایی که توی مصاحبه تلفنی یا تصویری رد و بدل میشه رو میفهمند اونا ؟ :ی درک میکنن که ما توی اون محیط قرار نگرفتیم تا زبونمون خوب شه ؟
حس میکنم سخت ترین چالشه
صحبت ها رو متوجه میشدند ولی مساله این که شما قرار عضو اون شرکت بشید و کارهاشون انجام بدید و اگر ببیند حتی از نظر فنی خوب هستید ولی زبان خوب بلد نیستید ،به نظرم کار منطقی این که شما رو رد کنند

مثال های‌زنده میتونم خودم و عادل رو بگم
عادل ایران زبان خونده من کلا لیسانسم هم به زبان انگلیسی گرفتم بنظر خود من عادل به مراتب زبان انگلیسی بهتر و دامنه لغات بیشتری داره تا من

 

[اینفوگرافی]: 5 تکنیک برای پرسونال برندینگ خانم‌ها


پیش‌تر راجع به پرسونال برندینگ در مقالات گذشته صحبت کردیم، پرسونال برندینگ برای خانم‌ها تا حدودی متفاوت‌تر از آقایان است و تکنیک‌های مخصوص به خود را می‎‌طلبد اگر شما قصد دارید یک برند شخصی برای خود داشته باشید با اینفوگرافی 5 تکنیک برای پرسونال برندینگ خانم‌ها همراه باشید:

5 تکنیک برای پرسونال برندینگ خانم ها
5 تکنیک برای پرسونال برندینگ خانم‌ها

در صورتی که نمی‌توانید اینفوگرافی را مشاهده کنید، می‌توانید متن زیر را مطالعه کنید:

بگذارید دیگران شما را بشناسند!

این که شما چه کسی هستید و برای چه چیزی ارزش قائلید، مهم‌ترین بخش برند شخصی شماست.

در شبکه‌های اجتماعی خود، ایده‌ها، تجربیات و مسائلی را که برایتان اهمیت دارد با دیگران به اشتراک بگذارید تا دیگران با «آن کسی که هستید» آشنا شوند و انتظاری معقول از شما داشته باشند.

در بحث‌های تخصصی مشارکت کنید

چه این بحث‌ها در کنفرانس‌های رسمی باشد و چه در گروه‌های تلگرامی، سعی کنید با دیگران در تعامل باشید و در خصوص مسائل مربوط به حرفه‌ی خود نظر دهید.

با زنان هم حرفه‌ی خود بیشتر در تعامل باشید

بهترین معلم در حوزه‌ی کار شما، زنان هم‌صنف‌تان هستند. با تعامل بیشتر با خانم‌های دیگر می‌توانید از تجربیات آن‌ها بهره ببرید.

جایی که هستید متعلق به شماست!

اگر حرفه‌ی شما حرفه‌ای است که در جامعه به عنوان حرفه‌ی مردانه شناخته می‌شود، تمام این عقاید را دور بریزید و این حس را از خود دور کنید که به آن جایگاه تعلق ندارید! همواره به کاری که می‌کنید و جایگاهی که در آن هستید اعتماد داشته باشید. «تخصص، زن و مرد نمی‌شناسد!»

حرف و عمل‌تان را یکی کنید

اگر چه فضای آنلاین، تریبون فوق العاده‌ای برای پرسونال برند شما محسوب می‌شود، اما در واقع «آن چه که به آن باور دارید و عمل می‌کنید» برند واقعی شماست. پس سعی کنید چیزی که از خودتان در فضای مجازی ارائه می دهید با چیزی که هستید متفاوت نباشد.

نوشته [اینفوگرافی]: 5 تکنیک برای پرسونال برندینگ خانم‌ها اولین بار در شبکه مدیران Modir TV پدیدار شد.

مهراب
منبع : modir.tv

2 روش کاربردی برای تبلیغات در اینستاگرام + معرفی ابزار


همه ما در مورد اهمیت و محبوبیت و هدفمند بودن و… و… اینستاگرام می‌دانیم! برویم سر اصل مطلب. در اینستاگرام چگونه باید تبلیغ کرد؟ چه ابزارهایی برای این کار، مفید است؟

در این مقاله به بررسی دو پیشنهاد جالب و یک ابزار مفید در راستای بهبود تبلیغات شما در اینستاگرام می‌پردازیم (این نوشته یک ریپورتاژ آگهی‌ست، اما راهکارهای ارائه شده در آن مورد تایید تیم Modir TV می‌باشد). با مقاله «2 روش کاربردی برای تبلیغات در اینستاگرام» همراه باشید:

راهکار اول: از ابزارهای رایگان اینستاگرام بهره‌مند شوید

یکی از بهترین امکاناتی که اینستاگرام در اختیار کاربرانش قرار داده است، ساخت اکانت تجاری است که به فالوورهای شما این امکان را می‌دهد که تنها با انتخاب یک دکمه با شما تماس برقرار کنند یا یک پیام متنی یا ایمیل بفرستند.

علاوه بر این، به شما امکان دسترسی به داده‌های مربوط به تجزیه و تحلیل کسب و کارتان در اینستاگرام را خواهد داد. اگر شما بخواهید از اینستاگرام برای رونق کسب و کارتان استفاده کنید می‌توانید با ساخت یک حساب تجاری در اینستاگرام (راحت تر) متوجه شوید که کاربران شما چقدر جذب محتوا و برند تجاری شما شدند.

راهکار دوم: در پیج‌های بزرگ و پر طرفدار تبلیغ کنید

تبلیغات در پیج‌های بزرگ و تاثیرگذار یکی از بهترین راهکارها برای دیده شدن کسب و کار و برند شما در اینستاگرام است. شما با رعایت کردن برخی از ساده‌ترین اصول تبلیغات اینستاگرام خواهید توانست بازدهی تبلیغات خود را به مقدار مطلوبی افزایش دهید. روش‌های تبلیغ در اینستاگرام به شرح زیر است:

تبلیغات بازدیدی اینستاگرام

همان طور که می دانید با هر بار نمایش یک کلیپ در اینستاگرام، به تعداد بازدیدهای آن کلیپ اضافه می‌شود. با توجه به این قابلیت اینستاگرام، کافیست تبلیغ ویدئویی خود را با مدت زمان یک دقیقه طراحی کنید و آن را در پیج‌های پر مخاطب به نمایش بگذارید. در این روش هزینه تبلیغات (که یکی از پرطرفدارترین روش‌های تبلیغات موبایل می‌باشد) بر اساس تعداد بازدیدها محاسبه خواهد شد و حداقل تعرفه آن (در سایت موبودید) 12000 تومان به ازای هر 1000 بار بازدید است.

تبلیغات ساعتی یا ثابت اینستاگرام

تبلیغات ثابت، از شیوه های مرسوم تبلیغاتی در سراسر دنیا محسوب می‌شود. در اینستاگرام نیز این سبک تبلیغاتی قابل پیاده‌سازی است. در این روش پست تبلیغاتی شما که می‌تواند عکس و یا ویدئو باشد، در سایر پیج‌ها نمایش داده می‌شود. هزینه تبلیغات نیز با توجه به مدت زمان نمایش تبلیغ محاسبه خواهد شد که بسته به موضوع پیج و تعداد مخاطبین آن متفاوت است.

نکات مهم تبلیغات در اینستاگرام

نکته‌ای که در تبلیغات در اینستاگرام باید به آن توجه کنید این است که متاسفانه بسیاری از افراد سودجو با استفاده از نرم افزارها و سایر روش های غیر واقعی، تعداد فالوورها، لایک‌ها و بازدیدهای ویدئوهایشان را افزایش می‌دهند و با پذیرفتن تبلیغ و دریافت هزینه‌های گزاف و یا حتی کم‌تر از عرف بازار، مردم را فریب می‌دهند.

لذا حتما برای تبلیغ به این نکته توجه کنید که پیج منتخب شما، شناخته شده و معتبر باشد. برای ارزیابی کیفیت پیج‌ها می‌توانید از کارشناسان این حوزه راهنمایی بگیرید. سرویس تبلیغات آنلاین موبودید یکی از حرفه‌ای ترین مجریان تبلیغات در اینستاگرام و تبلیغات تلگرام است که می‌تواند در این حوزه شما را یاری کند.

موبودید با ارزیابی کیفیت پیج‌های پر مخاطب و محبوب، هر دو روش تبلیغات بازدیدی و ساعتی در اینستاگرام را با بالاترین سطح بازدهی و هدفمندی، با هدف دیده شدن کسب و کار شما در جامعه هدف و جذب فالوورهای هدف انجام می‌دهد. موبودید در این راستا پکیج‌های مختلفی ارائه داده است که برای دریافت اطلاعات بیشتر درباره قیمت‌ها و پکیج‌ها می‌توانید به وب‌سایت آن مراجعه کنید: www.mobodid.com

 

نوشته 2 روش کاربردی برای تبلیغات در اینستاگرام + معرفی ابزار اولین بار در شبکه مدیران Modir TV پدیدار شد.

مهراب
منبع : modir.tv

زبان بدن قسمت سوم: اشارات عینک


عینک در زبان بدن نیز مانند وسایل دیگری چون سیگار و پیپ به افراد این فرصت را می‌دهد تا بسیاری از اشاره‌های آشکار خود را به نمایش بگذارند، در این مقاله درباره‌ی اشارات عینک در زبان بدن صحبت خواهیم کرد.

گذاشتن عینک گوشه‌ی لب

گذاشتن دسته‌ی عینک در گوشه‌ی لب، اشاره‌ای به اطمینان بخشی مجدد است، که در سیگاری‌ها این اشاره با سیگار نشان داده می‌شود.

گذاشتن عینک گوشه ی دهان
گذاشتن عینک گوشه ی دهان

دسموند موریس می‌گوید:

عمل قرار دادن شی، روی لب‌ها یا در دهان، اقدام زود گذری‌ست که فرد برای احیا کردن تجربه‌ی امنیتی که در زمان کودکی با سینه‌ی مادر داشته انجام می‌دهد.
همچنین قرار دادن عینک در گوشه‌ی لب می‌تواند برای به تاخیر انداختن یا تعویق انداختن تصمیم‌گیری باشد.

تمیز کردن عینک

یکی از مرسوم‌‌ترین روش‌هایی که افراد عینکی برای به تعویق انداختن تصمیم‌گیری خود انجام می‌دهند، تمیز کردن شیشه‌های عینک است. اگر شما از فرد عینکی درخواستی داشتید و او شروع به تمیز کردن شیشه‌های عینک خود کرد به این معناست که می‌خواهد درباره پیشنهادی که مطرح شده تصمیمی بگیرد، و بهترین تکینکی که می‌توانید در مقابل این عمل انجام دهید سکوت و فرصت دادن به طرف مقابل است.

نشان پاک کردن عینک
نشان پاک کردن عینک

عقب دادن عینک روی صورت

اگر شخصی عینک خود را روی صورت خود به عقب بدهد، اغلب به این معناست که می‌خواهد حقایق را دوباره ببیند.

عقب دادن عینک
عقب دادن عینک

برداشتن عینک از صورت و کنار گذاشتن آن

کنار گذاشتن عینک نشان‌دهنده‌ی این است که فرد می‌خواهد مکالمه را زودتر تمام کند و نمی‌خواهد دیگر به حرف‌های شما گوش دهد.

نگاه کردن از بالای عینک

نگاه کردن از بالای عینک در زبان بدن، نشان از نگاهی انتقادی و داورانه دارد. همچنین در مواردی، افراد عینکی برای دقت بیشتر از بالای عینک نگاه می‌کنند. (فراموش نکنید که ممکن است فردی نزدیک‌بین باشد و برای دیدن فاصله‌ی دورتر ناچار به نگاه کردن از بالای عینک شود).

نگاه کردن از بالای عینک
نگاه کردن از بالای عینک

توصیه‌ای برای عینکی‌ها

نگاه کردن از بالای عینک می‌تواند اشتباهی گزاف باشد؛ چون که شنونده در مقابل این نوع نگاه حالتی تدافعی به خود می‌گیرد و حسی منفی پیدا می‌کند. بهتر است هنگام صحبت عینک را بردارید و موقع شنیدن عینک را به چشم بزنید، این حرکت نه تنها طرف مقابل را راحت می‌کند بلکه به خود شما قدرت کنترل بر مکالمه را می‌دهد، به طوری که هنگامی که عینک خود را برداشته‌اید شنونده شما متوجه می‌شود که نباید حرف شما را قطع کند و وقتی عینک را به چشم زدید بهتر است که صحبت را او شروع کند.

نوشته زبان بدن قسمت سوم: اشارات عینک اولین بار در شبکه مدیران Modir TV پدیدار شد.

مهراب
منبع : modir.tv